تبليغاتX
به وبلاگ اختصاصی نادر الحکما دواساز خوش آمديد

دواساز                                                     داروسازی٬ مدیریت کیفیت٬ گردشگری و محیط زیست


فهرست



آرشيو



پيوندها



آمار




آب و هوا


سازمان هواشناسي كشور
وضعيت هواي راههاي ايران
وضعيت هواي پيستهاي اسكي
هواشناسي جهاني

هواي تهران


خبر نامه



جهت اطلاع رساني در مورد مطالب جديد بوسيله اي ميل، لطفا آدرس خود را وارد كنيد:







جستجو


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


طراح قالب


دواساز


دانستن و ندانستن، مسئله اين است



آن کس که بداند و بداند که بداند                                                 اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند                                                  بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند                                              لنگان خرک خویش به منزل برساند

وان کس که نداند و نداند که نداند                                                     در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 شعري زيبا كه همه ما بارها در طول زندگي خود آنرا شنيده‌ايم ولي كمتر به معني و پيام آن توجه كرده‌ايم.

شعر در مورد دانستن و ندانستن است اما از دو بعد متفاوت. اول داشتن يا نداشتن علم، آگاهي و معرفت و دوم آگاهي از اين داشتن يا نداشتن، به عبارت بهتر خودشناسي.

نكته مهم و اصلي در پيام اين شعر همين اهميت خودشناسي است و ميبينيم كه با آگاهي از ندانستن ميتوان با زحمت بيشتر بر مشكلات فائق آمد ولي دانستن تنها، بدون خودشناسي و باور به خود، فاقد كارايي ميباشد.

البته امروزه و با مطالعات و مكاشفات فراوان علما و حكماي حاضر مشخص گرديده كه قدما در اين باب غلطي شنيع كرده‌اند و عمر گرانمايه به ضلالت و جهالت به سر برده‌اند چرا كه دانستن سبب ايجاد ديد باز و بروز توقع و مطالبه آب و برق و گاز و بنزين و ساير حقوق شهروندي عنوان شده يا نشده در شعارهاي تبليغاتي نامزد‌هاي عاشق پيشه و مهر ورز گشته و به علت عدم بستر سازي مناسب و نبود زير ساخت‌هاي اجتماعي و اقتصادي و همچنين كثرت اقوام، خويشان و رفقاي ارباب دولت، شغل مناسب براي ايشان يافت نشده و باعث صعود كاذب نرخ بيكاري در اين ملك خواهند شد.

به راستي وقتي ميتوان بدون كسب علم و معرفت تنها به واسطه امداد غيبي يك شبه به اوج قدرت و ثروت رسيد بايد در سلامت عقل پويندگان و جويندگان علم ترديد نمود.

 شعر

 اي خواجه مكن تا بتواني طلب علم                                           كه اندر طلب راتب هر روزه بماني

رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز                                        تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني

و ايضاً

بدبخت آنكه گرفتار عقل شد                                                  خوشبخت آنكه كره خر آمد الاغ رفت

با توجه به تحقيق و تفحص دقيق و عظيم حكما در اين مورد، شعر موصوف به شكل زير تصحيح گرديد:

 آن کس که بداند و بداند که بداند                                                    بايد برود غاز به كنجي بچراند

آن کس که بداند و نداند که بداند                                                 بهتر برود خويش به قبري بچپاند

آن کس که نداند و بداند که نداند                                                با پارتي و با پول خر خويش براند

وان کس که نداند و نداند که نداند                                                  در پست رياست ابدالدهر بماند

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 توسط نادرالحکما دواساز | لينك ثابت |


دواسازی بیداد می کند



"عجیب همکار جان !! این جا چه قدر دواسازی بیداد می کند...!"

 

اين نظر سحر خانم كه احتمالاً در آينده همكار ما خواهد بود در زير يكي از پست هاي آخر اين وبلاگ بود.

وقتي ديدمش چهارشاخ موندم. البته در اينكه اين وبلاگ داره بيداد ميكنه شكي نيست ولي از حق نگذريم سحر خانم هم راست ميگه. خيلي وقته از داروسازي چيزي ننوشتم.

به وبلاگش سري زدم تا با ارسال يك اي- ميل از اين يادآوري تشكر كنم ولي آدرس پست الكترونيك در وبلاگش موجود نبود. وبلاگ زيبايي داشت با نثري جالب كه فقط ميتواند كار يك خانم خوش ذوق باشد ولي به جهت جلوگيري از انحراف!!! و لغزش افراد از ذكر نامش معذورم.

ضمن تشكر از ايشان جهت اين يادآوري،‌ اميدوارم در آينده نيز من را از نظرات جالب و مفيد خود بهره‌مند كند.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 توسط نادرالحکما دواساز | لينك ثابت |


ماهیگیری در درياچه گهر



گروه ما معمولاً برای غذا در گهر، به همراه خود فقط برنج و کمی سبزی خشک برده تا سبزی پلو درست کنیم و به همراه ماهی صید شده بخوریم. با توجه به اینکه در گهر به علت صرفه جویی در وقت نهار نمیخوریم، روزی ۱ یا ۲ ماهی، بسته به اندازه آن، برای هر نفر صید شده و عمر بقیه ماهی ها به دنیا باقی مانده، مشمول الطاف ملوکانه ما گشته و دوباره به آب بازگردانده میشوند.

به نظر من بهترین اندازه ماهی از نظر طعم و همچنین برای سرخ کردن، بین ۲۵ تا ۳۵ سانتیمتر میباشد و به طور معمول یک ماهی ۳۰ تا ۳۵ و یا دو ماهی ۲۵ تا ۳۰ را برای شام نگه داشته و بقیه را رها میکنم. ماهی های خارج از این رنج را هم معمولاً رها میکنم مگر اینکه به کسی قول ماهی داده باشم که در آن صورت ماهی های بزرگ را نگه خواهم داشت.

امسال تنها به گهر رفته بودم و از نعمت هم صحبتی و کری خواندن با دوستانم محروم بودم. واقعاً وقتی که کسی نیست تا ماهی بزرگتر یا بیشتری از او بگیری، ماهیگیری هم لذتی ندارد.

روز دوم ماهیگیری، ساعت ۲ بعد از ظهر سلانه سلانه به سمت انتهای دریاچه به راه افتاده و پس از هواخوری و استراحتی مبسوط، ساعت ۹.۳۰ شب به چادر برگشتم. در کیسه ام تنها یک ماهی بود که با توجه به اندازه مناسب آن، برای شام زیاد هم بود.

ماهیگیران چادرهای همسایه (گروهی ۸ نفره که از همدان آمده بودند)، صبح آن روز به دریاچه بالا (دریاچه دوم یا گهر کوچک) رفته بودند ولی علیرغم مشاهده ماهی های زیاد، توفیقی نداشته و دست خالی برگشته بودند.

صبح روز بعد كه با آنان صحبت ميكردم، بالاخره بهانه اي براي مبارزه و كري خواندن پيش آمد. به آنان گفتم كه ماهيگيري در درياچه بالا راحت است و آنها ميگفتند كه با توجه به شرايط درياچه و ماهي‌هاي آن، گرفتن ماهي در آن كار سختي خواهد بود. نهايتاً قرار شد آنشب كل گروه آنان شام به صرف سبزي پلو ماهي ميهمان من باشند. در اين ميان يك نفر از آنان كه ظاهراً بيش از بقيه به خود اطمينان داشت نيز گفت كه به همراه من خواهد آمد.

ساعت ۵ بعد الظهر از كنار چادرها حركت كرده وبا قدم تند در يك ساعت خود را به درياچه دوم رسانديم. در آنجا همراه من به همراه سبد ملخها و سنجاقكهاي گرفته شده در كنار آب نشست و من شروع به گردش در اطراف درياچه نمودم.

درياچه گهر بالا شرايط خاصي دارد. به علت ريزشهاي كوه و بهمن و همچنين حمل رسوبات توسط سيلاب به داخل درياچه، حالت يكپارچه درياچه از دست رفته و در حال حاضر درياچه گهر بالا به صورت حوضچه هاي مجزا با عمق متوسط كمتر از يك متر كه توسط جويبارهايي به هم متصل هستند در‌آمده است.

وجود انبوهي از درختان بيد و ني در اطراف و داخل حوضچه‌ها همچنين رشد خزه و گياهان آبزي فراوان به علت عمق كم و سكون نسبي آب به گونه‌اي است كه محل مناسب جهت انداختن قلاب بسيار كم بوده و محيط بسيار مناسبي جهت رشد و زندگي ماهيان ايجاد نموده و عليرغم مشاهده ماهي در آن، به علت عدم امكان پرتاب مناسب قلاب، شانس ماهيگيري بسيار كم ميباشد.

جالب اينجاست كه بزرگترين ماهي كه من در گهر صيد كرده‌ام با طول ۵۶ سانتيمتر در سال ۱۳۷۸ و در همين درياچه گهر بالا بوده است.

با توجه به شرايط محيط و تجربيات قبلي، يك پشه مصنوعي زرد رنگ به شكل زنبور كه بر روي قلاب سايز ۸ بسته شده بود را جهت ماهيگيري انتخاب و شروع به كار نمودم.

در عرض نيم ساعت ۷-۸ تا ماهي قد و نيم قد گرفتم كه ۳ تا از آنها را نگه داشته و بقيه را رها نمودم. شرايط بسيار خوبي بود و تقريباً تمام پرتابها با حمله و نوك زدن‌هاي مكرر ماهي همراه بود ولي به علت تنگي جا و نداشتن امكان تحرك و مانور مناسب از طرف من، تعداد كمي به قلاب مي‌افتادند.

مشكل اصلي در اين ميان وجود شاخ و برگ فراوان درختان و ني‌هاي كنار و درون آب بود كه مرا مجبور به انجام مانور هاي خاص با استفاده از واكنشهاي ماهي جهت تغيير مسير آن در آب و ممانعت از گير كردن قلاب و ماهي به شاخه‌ها مينمود كه نتيجه آن با توجه به تقلاي شديد ماهيهای متوسط و بزرگ، درهم پيچيدن و گره خوردن مكرر نخ و صرف زمان و فرسايش اعصاب جهت باز نمودن آن بود.

در نهايت با يك پرتاب اشتباه، طعمه طلايي خود را در سمت ديگر آب به علت گير كردن به ني از دست دادم. پس از آن با استفاده از يك لارو قرمز يك ماهي ديگر نيز گرفتم ولي به علت تاريكي زودرس هوا در آن محيط پر درخت و رنگ تيره لارو، طعمه را تعويض كرده و شروع به لانسه كشي نمودم.

نتيجه استفاده از لانسه،‌ با توجه به مهارت شخصي خودم بسيار خوب بود و تا ساعت ۸ شب تعداد زيادي ماهي گرفتم كه ۴ عدد از آنها را نيز در كيسه نگه داشتم. در چنين شرايطي فرار يك ماهي بزرگ از لانسه من قسمت اعظم لذت آن روز را از بين برد. ماهي قدرتمندي بود و با طول بيش از ۵۰ سانتيمتر، احتمالاً بيش از يك كيلوگرم وزن داشت ولي با اشتباه من در هنگام خروج از آب، به علت گير كردن به ني قلاب از دهان آن خارج شد. جالب اينجا بود كه ماهي در بين گياهان كنار آب گير افتاده بود و زمانيكه من سعي در گرفتن آن بوسيله دست داشتم، سر خورده و موفق به رها كردن خود و فرار گرديد.

حدود ساعت ۸ همراهم را در كنار آب ديدم. حتي يك ماهي هم به طعمه هاي او نوك نزده بود. به او پيشنهاد استفاده از لانسه را دادم كه گفت همراه ندارد. با توجه به تاريكي نسبي هوا يك لانسه شبرنگ سايز ۲ به او دادم و جالب اين بود كه در ۳ پرتاب اولش در همان محلي كه ۲ ساعت وقت تلف كرده بود ۳ ماهي به قلابش افتاد ولي هر ۳ را هنگام درآوردن از آب و در يك قدمي ساحل از دست داد كه نتيجه استفاده از چوب بلند ۳.۶۰ متري در آن فضاي با امكان تحرك و مانور كم بود.

هنگام بازگشت همراهم كاملاً سكوت كرده بود. من هم به علت فرار آن ماهي بزرگ پكر بودم ولي از طرفي سرشار از لذت يك ماهيگيري خوب و سريع در يك زمان ۲ ساعته بودم. ۸ ماهي با اندازه ۲۵ تا ۴۵ سانتيمتر در كيسه داشتم و مطابق معمول گهر با من مهربان و شام سبزي پلو ماهي برقرار بود.

درياچه گهر بزرگ از ميانه مسير درياچه گهر بالا

درياچه گهر بزرگ از ميانه مسير درياچه گهر بالا

 

غروب درياچه گهر بزرگ

 غروب دریاچه گهر بزرگ

 

تعدادي از ماهي هاي صيد شده در درياچه گهر بالا

تعدادي از ماهي هاي صيد شده در درياچه گهر بالا

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 توسط نادرالحکما دواساز | لينك ثابت |


درياچه گهر



يادش به خير،

سالها قبل هم جوان تر بوديم و هم خوش قول تر.

با تعدادي از دوستان ماهيگير قراري سالانه داشتيم براي هفته اول تير جهت عزيمت به درياچه گهر.

گاهي اوقات براي يك يا چند نفر مشكلي پيش مي‌آمد و ممكن بود برنامه يك هفته جلو يا عقب برود، ولي در هر حالت با حضور من و كامران كه هميشه پاي ثابت بوديم، در گروههايي از ۴ تا ۱۱ نفر برنامه اجرا ميشد.

سال ۸۳ براي اولين بار كامران نتوانست برنامه كاريش را هماهنگ كند و در نهايت با توجه به اعلام آمادگي تنها يك نفر ديگر از دوستان، براي اولين بار پس از سالها، برنامه اجرا نشده و از آن پس اين ماجرا هر سال تكرار شد.

امسال هم از اوايل سال با تمام كساني كه فكر ميكردم احتمال آمدنشان وجود دارد تماس گرفتم و تا اواسط خرداد ۷ نفر جهت حضور در برنامه امسال در روز ۳۱ خرداد اعلام آمادگي كردند. اما بخت خيال همراهي با ما را نداشت.

در فاصله ۳ روز تا زمان شروع، همه با ذكر بهانه اي از حضور در جمع عذرخواهي كردند. گفتم عيبي ندارد، اگر كامران بيايد ۲ نفره ميرويم ولي ۲ روز مانده به شروع حركت خراب شدن ناگهاني يكي از دستگاههاي مهم كارخانه، كامران را هم در تهران ماندگار كرد و باز هم علي ماند و حوضش. به شدت ناراحت و عصبي بودم. براي پنجمين سال متوالي برنامه به همان شكل به هم ميخورد.

چند بار با كامران تماس گرفتم. هر دو مطمئن بوديم قطعه يدكي دستگاه از كار افتاده حداقل تا ۱۰ روز ديگر نخواهد رسيد ولي كامران گفت كه اگر حتي با احتمال كمتر از ۱% هم قطعه زودتر برسد، آنوقت كاسه كوزة تمام تاخير‌هاي شركت سايپا در تحويل اتومبيل هاي پيش فروش شده سر او خواهد شكست. (امروز كه اين مطلب را مينويسم هنوز هم قطعه نرسيده است، آخر اينجا ايران است.)

بالاخره بعد از شك و دو دلي زياد تصميم گرفتم كه تنها بروم و رفتم. هر چند بعضي وقتها حوصله ام از تنهايي سر ميرفت، ولي باز هم مثل هميشه حال داد.

جاي همه آنهايي كه نيامدند خالي.

درياچه گهر

نماي قسمت شرقي درياچه از سمت غرب

 

درياچه گهر

نماي قسمت شرقي درياچه از سمت شمال غربي

 

درياچه گهر

نماي قسمت شرقي درياچه از سمت جنوب

 

درياچه گهر

نماي قسمت غربي درياچه از سمت شرق

 

درياچه گهر

غروب درياچه

 

درياچه گهر

انعكاس ماه بر سطح درياچه

 

گل ختمي

بوته گل ختمي در مسير درياچه-گردنه پنبه كار

نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 توسط نادرالحکما دواساز | لينك ثابت |


پاوه، اورامانات، مريوان



در ارديبهشت ماه فرصتي دست داد تا ديداري از مريوان داشته باشيم. مسير رفت را شهر هاي پاوه، نودشه و روستاي اورامان تخت قرار داده و براي برگشت هم مسير سنندج به كرمانشاه را انتخاب كرديم.

مسير رفت فوق‌العاده زيبا و سرسبز بود. در قسمتي از مسير حد فاصل نودشه و اورامان تخت، مسير جاده از كوههاي مشرف به شهر حلبچه و درياچه سد دربنديخان در كشور عراق عبور ميكرد و مناظر بسيار زيبايي را پديد مي آورد ولي به علت ابري بودن هوا و بارش متناوب باران نتوانستم عكسهاي خوبي بياندازم.

مناطق پاوه و اورامان تخت به علت معماري كوهستاني ويژة خود به منطقه هزار ماسوله معروفند و زيباترين روستاها و شهر هاي كوهستاني را در اين منطقه ميتوان مشاهده كرد.

از نكات جالب توجه سفر در اين منطقه، مشاهده دختران و زنان كرد در لباسهاي رنگارنگ و بسيار زيباي محلي ميباشد كه تنوع رنگ و طرح پارچه‌ها قابل مقايسه با هيچيك از ساير نقاط ايران نميباشد.

با تشكر از عزيزاني كه اجازه عكس گرفتن از پوشش محلي را به من دادند (و البته ضمن گرفتن تعدادي عكس از من تهديد كردند كه در صورت پخش عكس آنها، آنها هم عكس مرا پخش خواهند كرد!!!).

 سراب روانسر واقع در شهر روانسر

سراب روانسر واقع در شهر روانسر

 

شهر نودشه با معماري كوهستاني ويژه آن

شهر نودشه با معماري كوهستاني ويژه آن

 

درياچه زريوار از سمت مقابل شهر مريوان

درياچه زريوار از سمت مقابل شهر مريوان

 

لباس محلي زنان و دختران كرد

لباس محلي زنان و دختران كرد

پی نوشت: عزیزان حاضر در عکس فوق برای دریافت عکس اصلی آدرس پست الکترونیک خود را در پیام خصوصی نوشته و یا ایمیل نمایند.

نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387 توسط نادرالحکما دواساز | لينك ثابت |


نوشته هاي پيشين





با ابوحنانه در بيستون


روزی روزگاری دریاچه ارومیه


صد


عکاسی در شب


تله کابین رامسر


هشتمین همایش سالانه داروسازان


شکل شاه


روز پزشك و روز داروساز


وزارت منابع طبیعی و محیط زیست


كاريكاتور 2




درباره وبلاگ


وبلاگ اختصاصی
دکتر نادر چقاجردی
(نادر الحکما دواساز)
متولد: 17/6/1349 تهران
مدرک:
دکترای داروسازی
از دانشگاه شهید بهشتی
فعالیتها:
مدیریت تولید در شرکتهای داروسازی، مشاوره در ساخت، تجهیز و راه اندازی خطوط تولید داروسازی و صنایع غذایی،
راهنمای تور
علافه مندیها:
ماهیگیری، اسکی و طبیعت گردی
کليه عكسهاي اين وبلاگ توسط نويسنده انداخته شده است و جهت قرار دادن در سايت كوچك شده اند.
در صورت تمايل جهت دريافت عكسها با ابعاد اصلي و يا عكسهاي ديگر در مورد سوژه مورد نظر، ايميل فرستاده يا در بخش نظرات پيام بگذاريد.
استفاده از مطالب و عكسها با ذكر یا بدون ذکر منبع بلامانع است.!!


نوشته هاي پيشين



با ابوحنانه در بيستون
روزی روزگاری دریاچه ارومیه
صد
عکاسی در شب
تله كابين رامسر
هشتمین همایش سالانه داروسازان
شكل شاه
روز پزشك و روز داروساز
وزارت منابع طبيعي و محيط زيست
کاریکاتور 2
کاریکاتور
پیمایش دره گهر رود، 5- در مسير بازگشت
پیمایش دره گهر رود، 4- در دره نی گا
پیمایش دره گهر رود، 3- دریاچه گهر به دره نی گا
پیمایش دره گهر رود، 2- الیگودرز به دریاچه گهر
پیمایش دره گهر رود، 1- کلیات منطقه
پيمايش دره گهر رود
نهاوند
سبز
همایش داروسازان در حمایت از میرحسین موسوی
سخت ترين كار دنيا
ماهيگيري در ريجاب
مقبره ابودجانه
پالنگان
سفر نامه هجيج، هجيج
سفر نامه هجيج، كاني بل
سفر نامه هجيج، داريان
سفر نامه هجيج، پاوه
بهشتي به نام ريجاب
طاق گرا
لطفا ثبت نام كنيد
سر پل ذهاب
زاگرس‌گردي
گيلانغرب
اين طبيعت ايران است كه به تاراج ميرود
کلیپ های غار زينه گان
غار رو باز زينه‌گان
ایلام
بهار زاگرس
این روزها اورانگوتانها هم ماهیگیری میکنند!!!
درياچه اوان
سال نو مبارک
گذشته محیط زیست ایران تاریک بود.!!!
صيد قاچاق در روز روشن
پريشان در پريشاني
كنوانسيون رامسر و کنفرانس بين‌المللي حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر
هواشناسي
خشم طبيعت
مي‌آيد؟ نمي‌آيد؟
گورستان اهوران
فاجعه چيست و در كجا اتفاق مي‌افتد؟
گوردخمه سان رستم-سنگ رستم
اهوران
برف در تهران
قايق سواري در تالاب انزلي
درياچه هاي تار و هوير
فيروز آباد فارس
دیده بان محیط زیست ایران
در همه جا سير ميكنم
بسته نجات دارویی
با بارش اولين برف جاده ديزين به چالوس را مي‌بنديم
پيست اسكي ديزين
ماهيگيري در درياچه آب اسك
اندر اخبارات مجلس
پيست اسكي توچال - اسكي بر فراز ابرها
يوش و بلده
محمد علي اينانلو
شوشتر
نقش رجب
حاميان حيوانات و دوستداران محيط زيست
جدايي ميراث فرهنگي از رياست جمهوري
روز پزشك و روز داروساز
شیرین خفته (بانوی خفته)
كنگاور
شوك تراپي
دانستن و ندانستن، مسئله اين است
دواسازی بیداد می کند
ماهیگیری در درياچه گهر
درياچه گهر
پاوه، اورامانات، مريوان
مسافرت عید
كرمانشاهان ۳
کرمانشاهان ۲
كرمانشاهان ۱
زندگی زیباست
تصمیم کبری
سال نو
ایران را بگردیم-۲
داروسازی ایرانی-۳
کم کاری
ایران را بگردیم-۱
لطفاْ سرطان نگیرید
اولین نظر
رقابت
داروسازی ایرانی – ۲
به کجا چنین شتابان؟
داروسازی ایرانی-۱

Template Designer: Davasaz