جهت اطلاع رساني در مورد مطالب جديد بوسيله اي ميل، لطفا آدرس خود را وارد كنيد:
جستجو
طراح قالب
سال نو مبارک
ديشب آخرين روز كاري من در سال ۱۳۸۷ بود. البته امروز نوبت كاري من بود كه با ديروز جابجايش كردم تا بتوانم امروز به تهران آمده و سال تحويل در كنار پدر و مادرم باشيم. ديشب حدود نيمه شب به خانه برگشتم و طبق معمول بلافاصله به سراغ كامپيوتر و كنترل ايميلها و كامنتهاي دوستان رفتم. در كامنتهاي وبلاگ، تبريكي از آقاي پرویز شجاعی پارسا، نويسنده وبلاگ وزين ایران سرزمین من به مناسبت فرا رسيدن سال نو داشتم كه عينا در زير آنرا ميبينيد:
خوش به حال چشمه ها و دشتها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز خوش به حال جام لبریز ازشراب خوش به حال آفتاب ؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...
وبلاگ ايشان يكي از وبلاگهاي مورد علاقه من ميباشد كه به سبك گزارش و سفر نامه به همراه استفاده مناسب از عكسهاي زيبا نگارش ميگردد كه من هم سعي ميكنم از همين سبك البته با تفاوتهايي در پست هاي مرتبط با گردشگري استفاده كنم.
اواخر سال ۱۳۸۵ بود كه براي دومين بار وبلاگ نويسي را شروع كردم. در آنزمان تصميم داشتم بيشتر در مورد رشته كاري خودم يعني صنعت داروسازي و مديريت كيفيت بنويسم. البته گردشگري نيز كه جزيي لاينفك از زندگيم است و مسلما جاي خود را در وبلاگ خواهد داشت. اينبار هم حجم بالاي كار باعث ايجاد وقفه هاي طولاني در نگارش مطالب شد ولي با تغييري اساسي كه در برنامه كاري خود داده و كناره گيري موقت از كار در صنعت، فرصت بيشتري جهت رسيدن به ساير جنبه هاي زندگي پيدا كردم.
تا تابستان امسال فكر نميكردم كه اين وبلاگ به جز خودم بازديد كننده ديگري داشته باشد چرا كه تعداد افرادي كه از وجود آن اطلاع داشتند به انگشتان دست هم نميرسيد ولي كم كم كامنتهاي نوشته شده در زير مطالب و همچنين مشاهده تعدادي از عكسهايم در سايتها و وبلاگهاي ديگر مرا به ادامه مرتب آن تشويق كرد. از طرفي پيامهاي رسيده و توجه بيشتر خوانندگان به مطالب گردشگري باعث تغيير رويكرد من به سمت گردشگري و پس از آن محيط زيست گرديد.
شايد بزرگترين دستاورد ادامه اين كار آشنايي با عزيزاني فرهيخته در عرصه گردشگري، محيط زيست و خبر رساني بود كه واقعا براي مني كه در شهري غريب و به دور از دوستان و خانواده بودم واقعا غنيمت بود.
اميدوارم در سالهاي آينده نيز اين نوشته ها و روابط ادامه يافته و با كمك يكديگر در امر اطلاع رساني در زمينه گردشگري و محيط زيست بيش از پيش موفق باشيم.
در خاتمه فرا رسیدن نوروز باستانی و آغاز سال نو، این گرامی ترین یادگار نیاکان را خجسته باد گفته، سالی سرشار از تندرستی و شادکامی و پیروزی را برای همه نیک منشان و راستی جویان ایران و جهان آرمان دارم.
مراسم تجلیل از ۳۰ شخصیت برتر محیط زیست کشور امروز صبح با حضور آقاي دكتر قاليباف، شهردار تهران و در غياب مسئولين سازمان حفاظت از محیط زیست در شهرداری تهران برگذار شد و طي آن از خدمات ۳۰ چهره برتر محیط زیست تجلیل شد.
گذشته از نوع انتخاب و ملاكهاي داوران در انتخاب اين چهره ها كه، تعدادي از آنان سوال برانگيز است، صحبتها و سخنراني هاي ارائه شده در اين مراسم نيز داراي نكات جالب توجه و بعضاً متناقضي بود.
سخنان شهردار تهران همانگونه كه انتظار ميرفت بيشتر مربوط به حوزه خدمات شهري بوده و با مطرح كردن مسايل مديريتي حوزه خويش، شرايط را براي حضور و رقابت در انتخابات رياست جمهوري سال آينده محك ميزند.
جالب ترين و در عين حال عجيب ترين سخنراني اين مراسم مربوط به آقاي دکتر محمدنبی بیدهندی، رئیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران بود.
ايشان در قسمتي از سخنان خود ضمن انتقاد از عدم حضور سازمان محیط زیست کشور که در هیچ برنامه زیست محیطی شرکت نمی کند، گفت: در قبل از انقلاب هیچ توجهی به محیط زیست نمی شد.!!!
رئیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران گفت: ۳۰ سال قبل، گذشته تاریكی برای فعالیتهای محیط زیست داشتیم و اگر فعالیتی صورت گرفته، مربوط به ۳۰ سال پس از انقلاب است.!!!!
بیدهندی افزود: در سال ۱۳۳۵ كانون شكاربانی تشكیل شد كه برای خانواده سلطنتی فعالیت میكرد، این كانون در سال ۴۶ تبدیل به سازمان شكاربانی و نظارت بر صید شد و در نهایت در سال ۱۳۶۲، ضرورت تغییری در سازمان احساس شد كه متاسفانه این تغییر تنها به عنوان این مجموعه منجر شد و اسم سازمان تغییر كرد. در حالی كه كماكان همان كارهای قبلی را انجام میداد و فعالیت دیگری نداشت.
مطالعه سخنان ايشان باعث گيجي شديد من شد. از طرفي خودش ميداند كه مسئولين سازمان محیط زیست کشور در هیچ برنامه زیست محیطی شرکت نكرده و اعتبار و ارزشي براي اين مسائل قائل نيستند و از طرف ديگر با تاريك خواندن گذشته محيط زيست ايران، تمام تلاشها و افتخارات اين حوزه را به همين افراد نسبت ميدهد.
جالب اينجاست كه دکتر داریوش کریمی، نماینده هیئت داوران اين مراسم با اعلام اين نكته كه محیط زیست ایران در حال احتضار است ولی هنوز نفس می کشد، افزود: واژه محیط زیست تصویری متفاوت از حیات را به ما نشان می دهد و امروز به جای آنکه این واژه تصویر پرواز پرندگان، آبی آسمان، جنگل های زیبا و... را نشان دهد، تصویری متفاوت از پرندگان تکیده، جنگل غارت شده، مراتع خشکیده، رودهای آلوده، بلبلان خاموش و آهوان رمیده و انسان هایی که از فرط آلودگی رمقی ندارند و شتابان از این سو به آن سو در نابودی حیات خویش میکوشند را نشان می دهد.
متاسفانه اطلاعات موجود از دکتر بیدهندی در شبكه جهاني اينترنت بسيار محدود بوده و تنها نتيجه جستجوي من در رابطه با سوابق، تحصيلات و سن و سال رئیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران سابقه رياست ايشان در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران در گذشته بود که به احتمال قوی بیانگر تحصیلات غیر مرتبط ایشان با شغل فعلیشان نیز میباشد. در مورد سن و سال ايشان هم چيزي پيدا نكردم، ولي اگر ايشان سن و سالش كمتر از من نباشد نبايد سخناني اينچنيني در رابطه با تلاشهاي وزارت منابع طبيعي و سازمان شكاربانی و نظارت بر صید پيش از انقلاب بر زبان ميآورد. اين نكته را تمامي كساني كه طبيعت ايران را در آنزمان ديده اند گواهي ميدهند، حتي انتخاب شدگان همين مراسم. ميگوئيد نه، از خودشان بپرسيد.
از افرادي كه اينچنين نميپندارند دعوت ميكنم تا گوشه هايي از سخنان و عملكرد روساي اين سازمانها را در سالهاي پيش از انقلاب در همین وبلاگ مطالعه كرده و با هنرها و افاضات روساي جديد مقايسه نمايند.
۳ هفته بسيار خسته كننده براي من گذشت. ماه گذشته بالاخره يكي پيدا شد كه به امتيازهاي بازآموزي من گير بدهد و با توجه به كم داشتن ۳۵ امتياز جهت تمديد پروانه مسئوليت فني مجبور شدم به صورت اورژانسي و خيلي فوري يك سري كتابهاي خودآموزي را تهيه و پس از تكميل پاسخنامهها ارسال نمايم.
تعطيلات پايان هفته گذشته را هم مجبور شدم براي رفع مشكلي دردسر ساز به شهر نور در استان مازندران بروم. مشكل پيش آمده و بد قولي تعمير كاران محلي به كنار، رانندگي ۱۶۰۰ كيلومتري مسير رفت و برگشت از كرمانشاه به نور هم با توجه به كمي وقت و عجله ناشي از آن خودش قوز بالاي قوز بود و حسابي جانم را گرفت.
وضعيت هوا در طي اين چند روز خوب بوده و دريا نيز آرام بود. با توجه به شرايط مساعد جوي بازار ماهي فروشان نيز رونق خاصي داشت و انواع ماهيان به خصوص ماهي سفيد به وفور عرضه ميشد. ما هم طبق معمول از فرصت استفاده كرده و از اين نعمات الهي به شكل مبسوطي مستفيض شديم.
اما نكته عجيب براي من در اين سفر مشاهده تعداد زيادي ماهيگير با تورهاي گوشگير در كنار و داخل دريا بود كه بدون هيچ گونه ترس و واهمه اي مشغول كار خود بودند. عده اي در ساحل مشغول مرتب كردن و آماده كردن تورها و تعدادي هم به شكلي كاملا مشخص بر سطح آب در حال كنترل تورهاي نصب شده در دريا بودند. نكته جالب اين كه شناورهاي تورهاي نصب شده در دريا از ساحل نيز پيدا بود و همچنين لنگرهاي نگهدارنده اين تورها در ساحل كاملا مشخص بود.
با توجه به ممنوعيت اين روش صيد ماهي از سال ۱۳۷۶، متحير ماندم كه اينان با چه خيال راحتي از نبود هر گونه كنترلي از طرف سازمان حفاظت از محيط زيست و يا شيلات به كار خود مشغولند.
آيا به راستي كنترل سواحل و مبارزه با صيد قاچاق تعطيل است و يا اينان جزو نور چشميها و افراد خودي محسوب ميشوند؟
درياچه پريشان واقع در ۱۲ كيلومتري شرق كازرون يكي از زيباترين درياچههاي آب شيرين ايران است كه به نامهاي مور، پريشان، شور، كازرون، يون، موز، توز، پريشم، فزشويه و فامور نيز شناخته ميشود. آب درياچه پريشان بخشي از طريق سيلابهاي فصلي و نيز ريزآبههاي كوههاي محدوده آن تامين ميشود، اما بخش مهمي از آب تالاب از طريق چشمههايي تامين ميشود كه اطراف تالاب يا زير تالاب بروز و ظهور دارند.
درياچه پريشان از جمله اكوسيستمهاي پايداري است كه بر اثر عوامل تكتونيك به وجود آمده و ميليونها سال است كه شرايط خود را حفظ كرده است. اين درياچه به لحاظ شرايط خاص خود، علاوه بر پرندگان بومي، همه ساله در طول فصل زمستان پذيراي جمعيت زيادي از پرندگان مهاجر ميباشد. از ۵۰۲ گونه پرندهاي كه در ايران شناسايي شدهاند، چيزي بيش از ۱۰۰ گونه آن در منطقه ارژن و پريشان مشاهده و شناسايي شده كه شامل ۱۸ گونه مختلف اردك، پليكان، غاز، درنا، آنقوت، انواع پرندگان حاشيه آبچر مانند انواع حواصيلها، اگرتها، غاز، چنگر و طاووسك است كه در بين پرندگان ياد شده حدود ۴۰ گونه مختلف از آنها در سطح تالابها جوجهآوري ميكنند. گونههاي بسيار نادر و كمياب نيز گاهي در سطح درياچه ديده شده كه شامل عروس غاز، اردك مرمري، اردك سرسفيد است و پليكان پا خاكستري در درياچه پريشان زادآوري ميكند. همچنين آبهاي اين درياچه محل زيست ۴ گونه ماهي بومي، شامل ماهي زردك، ماهي سرخه، ماهي پرك و مارماهي آب شيرين و همچنين چند گونه ماهي وارداتي نظير ماهي كپور، ماهي فيتوفالك و آمور است كه در سال ۱۳۶۸ به درياچه وارده شدهاند. در اين ميان كپور معمولي با شرايط تالاب سازش پيدا كرده ولي ۲ گونه ديگر، مشكلاتي را در تالاب به وجود آوردهاند.
پوشش گياهي تالاب پريشان شامل پوشش حاشيهاي و آبزي نظير ني، لوئي و جگن است. تنها گياه آبزي كه به صورت گسترده در بستر تالابها ديده ميشود،Vajas marina با اسم محلي خارماهي است كه غذاي اصلي ماهي زردك (گونه بومي) است. ديگر گونههاي گياهي درياچه پيرز، سريش، پشم لاخي و گوشاب است.
تالاب پريشان در سال ۱۳۵۱ بر اساس مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست به عنوان منطقه حفاظت شده و همچنين از سال ۱۳۵۵ به عنوان تالاب بين المللي در سايت كنوانسيون رامسر ثبت شده است. همچنين اين درياچه از سوي يونسكو به عنوان ذخيرهگاه زيستكره معرفي شده است.
در اطراف اين درياچه به علت وفور آب و حاصلخيزي خاك، روستاهاي زيادي شكل گرفته و به غير از باريكه اي چند كيلومتري در شمال درياچه كه به علت اتصال مستقيم كوه به درياچه داراي شرايط صخرهاي، شيب زياد و فاقد خاك قابل كشت ميباشد، ساير نقاط آن پوشيده از روستاها و كشتزارهاي آنان ميباشد. كليه اين روستاها بوسيله جاده ايكه از سمت جنوب درياچه عبور ميكند به مركز شهرستان (كازرون) متصل ميباشند. جاده فوق تقريبا ۸۰% درياچه را دور زده و تنها حدود ۳۵۰۰ متر از شمال درياچه به علت شرايط عنوان شده در بالا فاقد جاده بوده و عملا مانع از كامل شدن حلقه به دور درياچه ميباشد.
در قسمت شمالي درياچه از گذشته به علت كوهستاني و صخره اي بودن ساحل آن كه مانع از تردد زياد در آن منطقه ميگرديد و همچنين رويش مناسب ني و گياهان آبي، به محلي امن جهت لانه سازي وتوليد مثل پرندگان بومي و مهاجر به همراه لاكپشتها و ساير جانوران منطقه تبديل شده بود.
در پي خشكساليهاي دو سال اخير متاسفانه ذخيره آب اين درياچه در حدود ۸۰% كاهش يافته و سطح وسيعي از آن خشك گرديد. به دنبال اين واقعه و در روزهاي سوگواري تاسوعا و عاشورا به ناگهان سر و كله ماشينهاي راهسازي در قسمت شمالي درياچه پيدا شده و به طور ناگهاني شروع به سوزاندن نيزار هاي حاشيه درياچه، تراشيدن كوه كنار درياچه و تخليه خاك در بستر آن به منظور ايجاد جاده جديدي در اين قسمت و كامل كردن رينگ جاده اي به دور درياچه به بهانه كوتاه نمودن مسير تعدادي از روستاهاي اين منطقه به مركز شهرستان نمودند. نكته جالب اينكه اينان بدون هيچ مخالفت جدي و برخوردي از سوي دستگاههاي مسئول به مدت يك هفته و با حد اكثر سرعت در تلاش بودند تا مردم و علاقه مندان به محيط زيست را در مقابل كار انجام شده قرار دهند.
با تلاش فعالان محيط زيست كازرون سرانجام پس از يك هفته دادستاني كازرون از ادامه عمليات راهسازي تا زمان اخذ و ارائه موافقت سازمان محيط زيست جلوگيري نمود.
طبق معمول بازار افشاگري و تكذيب ها هم در اين رابطه به راه افتاده و سياست "كي بود، كي بود، من نبودم.!" نيز مجددا به جريان افتاد. در اين ميان نكته جالب تغيير جايگاه سازمان حفاظت از محيط زيست از عنوان شاكي ماجرا به وكيل مدافع متهم ميباشد.
به دنبال توقف عمليات راهسازي به حكم دادستاني كازرون و با توجه به بي خيالي شاكي اصلي و مورد انتظار ماجرا، در تاريخ ۱۴ بهمن ۱۳۸۷ آیت الله دری نجف آبادی دادستان كل كشور در دستوری به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خواستار پیگیری علت تخریب تالاب پریشان و شناسایی و معرفی متخلفان شد. جالب اينجاست كه دو روز بعد در تاريخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۷، فاطمه واعظ جوادی گفت كه این درخواست هنوز به دست من نرسیده است.!!! طبیعی است که در چنین شرایطی متعرضان به محیط زیست با خیال راحت به کار خود ادامه خواهند داد.
وبلاگ اختصاصی دکتر نادر چقاجردی (نادر الحکما دواساز) متولد: 17/6/1349 تهران مدرک: دکترای داروسازی از دانشگاه شهید بهشتی فعالیتها: مدیریت تولید در شرکتهای داروسازی، مشاوره در ساخت، تجهیز و راه اندازی خطوط تولید داروسازی و صنایع غذایی، راهنمای تور علافه مندیها: ماهیگیری، اسکی و طبیعت گردی کليه عكسهاي اين وبلاگ توسط نويسنده انداخته شده است و جهت قرار دادن در سايت كوچك شده اند. در صورت تمايل جهت دريافت عكسها با ابعاد اصلي و يا عكسهاي ديگر در مورد سوژه مورد نظر، ايميل فرستاده يا در بخش نظرات پيام بگذاريد. استفاده از مطالب و عكسها با ذكر یا بدون ذکر منبع بلامانع است.!!