دواساز


داروسازی، مدیریت کیفیت، گردشگری و محیط زیست


فهرست



نوشته هاي پيشين



آبشار لاتون
آبشار شوی (تله زنگ)
دره (تنگ) شیرز
از آرشیو مجلات-4
آبشار زردلیمه
نقش برجسته شاپور اول داراب
مینویسم، پس هستم
ماهیگیری در خلیج فارس
اوپرت
تنگه دار
غار دانیال
غار قوری قلعه
قلعه کرشاهی
آبشار شاهاندشت
تنگه ظلمات
غار چال نخجیر
نیایشگاه‌ سنگی داراب
غار رودافشان
آبشار قو (سفیدآب) - لار
چشمه دیو آسیاب
هتل و جاده دیزین در شب
دشت لار-2
دشت لار-1
خوش‌ به‌ حالِ غنچه‌ های نیمه ‌باز
نقش برجسته سراب بهرام
میل اژدها
کاخ ساسانی سروستان
سال نو مبارک
کوشک اردشیر
گور دختر
برج میلاد در شب
از آرشیو مجلات-۳
تثبیت حاکمیت بر ابوموسی
داستانک: خودکشی برای سارا
لطفا بيمار نشويد
نقش قندیل
آبشار سمیرم
نقش برجسته و کتیبه تاریخی سرمشهد
چهارطاقی جره - بالاده
از آرشیو مجلات-۲
خورهه
بوی بهار میرسد
گنبد جبلیه
از آرشیو مجلات-۱
گوردخمه فخریگا
قطعه گمشده
رفع تکلیف
ماهیگیری در دریاچه اوان
چند اشتباه دارویی رایج بین بیماران و گروه پزشکی
مرگ، ۱ کیلومتر
آبشار پیران
ابتذال در ماهیگیری
اندر احوالات گهر و نیگا ۹۰
گهر و نیگا ۹۰
سخن خوانندگان
کلیسای گریگوری بوشهر
موزه دريا و دريانوردي خليج فارس – ناو جنگی پرسپولیس
سخنی با خوانندگان
شکوه ابوشهر
آدمهای ساده را دوست دارم
خداحافظ بهبهانی
سنندج-۳، عمارت آصف - خانه کرد
سنندج-۲، موزه سنندج
سنندج-۱
بگیر و رها کن
غار سهولان
فلسفه
بازفت
نی گا ۸۹
بیشابور
تنگ چوگان
غروب
بازگشت از نیگا
میریم ماهیگیری
سوال شرعی
سی و سه پل اصفهان
شبهای زاینده رود
منار جنبان اصفهان
آتشگاه اصفهان
سال همت مضاعف و کار مضاعف
پل زمانخان
گوردخمه های اسحاقوند
گوردخمه سرخ ده
بهمن در دیزین
عکسهای قدیمی
حلالم کنید
غیبت
و ما با بمب ميآييم
با ابوحنانه در بيستون
روزی روزگاری دریاچه ارومیه
صد
عکاسی در شب
تله كابين رامسر
هشتمین همایش سالانه داروسازان
شكل شاه
روز پزشك و روز داروساز
وزارت منابع طبيعي و محيط زيست
کاریکاتور-۲
کاریکاتور
پیمایش دره گهر رود، ۵- در مسير بازگشت
پیمایش دره گهر رود، ۴- در دره نی گا
پیمایش دره گهر رود، ۳- دریاچه گهر به دره نی گا
پیمایش دره گهر رود، ۲- الیگودرز به دریاچه گهر
پیمایش دره گهر رود، ۱- کلیات منطقه
پيمايش دره گهر رود
نهاوند
سبز
همایش داروسازان در حمایت از ...
سخت ترين كار دنيا
ماهيگيري در ريجاب
مقبره ابودجانه
پالنگان
سفر نامه هجيج، هجيج
سفر نامه هجيج، كاني بل
سفر نامه هجيج، داريان
سفر نامه هجيج، پاوه
بهشتي به نام ريجاب
طاق گرا
لطفا ثبت نام كنيد
سر پل ذهاب
زاگرس‌گردي
گيلانغرب
اين طبيعت ايران است كه به تاراج ميرود
کلیپ های غار زينه گان
غار رو باز زينه‌گان
ایلام
بهار زاگرس
این روزها اورانگوتانها هم ماهیگیری میکنند!!!
درياچه اوان
سال نو مبارک
گذشته محیط زیست ایران تاریک بود.!!!
صيد قاچاق در روز روشن
پريشان در پريشاني
كنوانسيون رامسر و کنفرانس بين‌المللي حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر
هواشناسي
خشم طبيعت
مي‌آيد؟ نمي‌آيد؟
گورستان اهوران
فاجعه چيست و در كجا اتفاق مي‌افتد؟
گوردخمه سان رستم-سنگ رستم
اهوران
برف در تهران
قايق سواري در تالاب انزلي
درياچه هاي تار و هوير
فيروز آباد فارس
دیده بان محیط زیست ایران
در همه جا سير ميكنم
بسته نجات دارویی
با بارش اولين برف جاده ديزين به چالوس را مي‌بنديم
پيست اسكي ديزين
ماهيگيري در درياچه آب اسك
اندر اخبارات مجلس
پيست اسكي توچال - اسكي بر فراز ابرها
يوش و بلده
محمد علي اينانلو
شوشتر
نقش رجب
حاميان حيوانات و دوستداران محيط زيست
جدايي ميراث فرهنگي از رياست جمهوري
روز پزشك و روز داروساز
شیرین خفته (بانوی خفته)
كنگاور
شوك تراپي
دانستن و ندانستن، مسئله اين است
دواسازی بیداد می کند
ماهیگیری در درياچه گهر
درياچه گهر
پاوه، اورامانات، مريوان
مسافرت عید
كرمانشاهان ۳
کرمانشاهان ۲
كرمانشاهان ۱
زندگی زیباست
تصمیم کبری
سال نو
ایران را بگردیم-۲
داروسازی ایرانی-۳
کم کاری
ایران را بگردیم-۱
لطفاْ سرطان نگیرید
اولین نظر
رقابت
داروسازی ایرانی – ۲
به کجا چنین شتابان؟
داروسازی ایرانی-۱


قايق سواري در تالاب انزلي



شهريور ۱۳۸۵ فرصتي دست داد تا به اردبيل برويم. اين سفر قرار بود در سال ۸۴ صورت بگيرد ولي به علت مخالفت مدير عامل با مرخصي يك هفته اي من تنها تا آستارا رفتيم و برگشتيم. در عوض در سال ۸۵ فرصت بيشتري داشتيم تا اردبيل و اطراف آنرا بگرديم. همچنين در مسير بازگشت نيز بر خلاف هميشه با فرصت مناسب و بدون عجله حركت كرده و هر جا كه ميخواستيم اطراق ميكرديم كه توقفي دو روزه در بندر انزلي هم از همين دست بود. عرفان و آرمين در آنزمان ۹ و ۴ سال داشتند و از اين سفر لذت بسيار بردند. گزارش اين سفر به همراه عكسهاي آن را به زودي و طي دو پست در وبلاگ قرار خواهم داد و در اين پست تنها به ماجراي قايق سواري در تالاب انزلي خواهم پرداخت.

۲۳ شهريور ۱۳۸۵ بعد از صرف نهار در رستوران شيلات بندر انزلي (جاي همه دوستان خالي)، با عبور از پلي كوچك وارد يكي از جزيره هاي مدخل تالاب شديم و براي قايق سواري به كنار يكي از راه آب هاي محل رفتيم. عرفان و آرمين در آنزمان هر دو از قايق سواري ميترسيدند و زياد مايل به اينكار نبودند ولي با اصرار ما و تعريف از زيباييهاي تالاب قبول كردند كه سوار قايق شوند. در اسكله كوچكي كه در آن منطقه قرار داشت ۲ قايق متوقف بود، يك قايق چوبي معمولي و يك قايق تندروي سفيد. به محض رسيدن به آنجا آرمين گفت كه سوار قايق سفيد بشويم. مادرشان از قايقرانان در مورد هزينه قايق سواري و تفاوت كيفيت سواري آنها پرسيد. يكي از قايق رانان گفت كه قيمت سواري با قايق قديمي ۱۵۰۰۰ تومان و قايق تندرو ۲۰۰۰۰ تومان است. هر دو تا نزديكي آبكنار خواهند رفت ولي با قايق قديمي اين مسير ۲۰ دقيقه و با قايق تندرو ۱۵ دقيقه طول خواهد كشيد.

شور خانوادگي خيلي زود به نتيجه رسيد و با توجه به قيمت پايينتر و همچنين زمان بيشتر استفاده از قايق قديمي راي به آن داده شد. عرفان هم به علت سرعت كمتر آن قايق كه مسلما با ترس كمتري!!! براي او همراه بود با آن موافق بود ولي آرمين گوشش به اين حرفها بدهكار نبود. او اصرار داشت كه سوار قايق تندروي سفيد شود ولي در بغل من كاري از دستش بر نمي آمد. پس از پوشيدن جليقه نجات وارد قايق قديمي شده و داخل آن نشستيم. آرمين هم با اخم كامل به نشانه اعتراض و بدون كمترين صحبتي سرش را پايين انداخته و در بغل من نشسته بود. در اينزمان قايقران شروع به هندل زدن جهت روشن كردن موتور قايق كرد ولي موتور روشن نشد. پس از چند بار هندل زدن او، ناگهان آرمين با لبي خندان و در حالي كه برقي در چشمهايش ميدرخشيد سرش را بالا آورده و رو به من گفت: قايقش خرابه، بريم سوار اون يكي بشيم.

ديگر نتوانستم با او مخالفت كنم و به مادرش گفتم كه خدا نميخواهد دل اين بچه را بشكند. با قايق ديگر برويم. آرمين كه انگار بال در آورده بود سريع به داخل قايق ديگر پريد و ما هم به دنبال او سوار شديم. از راننده قايق خواستيم كه جهت استفاده بيشتر ما از مناظر آرامتر براند و او هم قبول كرد. قايق حركت نرمي داشت به گونه ايكه پس از چند دقيقه آقا پسرها شير شده و از قايقران خواستند كه سريعتر رانده و از قايقهاي ديگر سبقت بگيرد. لحظات خوشي بود و تقريبا به انتهاي مسير رسيده بوديم و قايق بايد دور ميزد كه ناگهان ...

با چند صداي پت پت و ريپ زدن قايق متوقف و موتور آن خاموش شد. ناگهان سكوت همه جا را گرفت. بچه ها با نگاهي آميخته به ترس به من نگاه كردند و من درحاليكه نميتوانستم جلوي خنده خود را بگيرم به آنها گفتم كه اينهم از قايق تندرو كه ميخواستيد. خوشبختانه در آن منطقه موبايل ها آنتن داشت و قايقران پس از چند دقيقه تلاش براي راه اندازي قايق نهايتا با دوستانش تماس گرفته و درخواست قايقي براي بردن ما نمود. ما هم تا رسيدن آن قايق نيم ساعتي وقت داشتيم كه از مناظر اطراف لذت برده و بچه ها هم پشت رل قايق خاموش بنشينند.

پس از برگشت همه در مورد اصرار آرمين بر سوار شدن به آن قايق و خراب شدن آن شوخي كرده و او را دست ميانداختيم. و بدين ترتيب بود كه خاطره اي شيرين از اين قايق سواري در ذهن ما باقي ماند.

آرمين در هنگام صرف جوجه كباب در رستوران شيلات.!!!

آرمين در هنگام صرف جوجه كباب در رستوران شيلات.!!!

 

قيافه آقا پسرها در زمان خراب شدن قايق

قيافه آقا پسرها در زمان خراب شدن قايق

 

و دوباره شرايط عادي ميشود

و دوباره شرايط عادي ميشود

 

زمان كنجكاوي و شيطنت فرا ميرسد

زمان كنجكاوي و شيطنت فرا ميرسد

 

 گل نيلوفر در تالاب انزلي

گل نيلوفر در تالاب انزلي

 

 گل نيلوفر در تالاب انزلي

گل نيلوفر در تالاب انزلي

 

 گل نيلوفر در تالاب انزلي

گل نيلوفر در تالاب انزلي

 

قايقران مبهوت در كنار موتور خراب قايقش

قايقران مبهوت در كنار موتور خراب قايقش

 

كمك از راه ميرسد. آرمين بر امر امداد رساني نظارت ميكند.!

كمك از راه ميرسد. آرمين بر امر امداد رساني نظارت ميكند.!

 

 كمك از راه ميرسد. آرمين بر امر امداد رساني نظارت ميكند.!

كمك از راه ميرسد. آرمين بر امر امداد رساني نظارت ميكند.!


Add to Facebook Add to Donbaleh Add to Balatarin
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۳ ب.ظ  توسط  نادرالحکما دواساز


درياچه هاي تار و هوير



دوشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۲ ساعت ۴.۳۰ صبح به همراه كاوه و كامران به قصد ماهيگيري در درياچه آب اسك از تهران به راه افتاديم. كله پاچه را در رودهن صرف كرده و ساعت ۶.۳۰ جلوي درب پاسگاه محيط زيست پلور بوديم. در كمال تعجب به ما گفتند كه فصل ماهيگيري در رودخانه هراز در ۱۵ شهريور پايان يافته و ديگر پروانه فروخته نميشود. اصرار ما به عدم اعلام سازمان و عدم درج بخشنامه در جرايد هم سودي نداشت. دست از پا درازتر از پاسگاه بيرون آمديم.

ساعت هنوز به ۸ نرسيده بود و ما حيران مانده بوديم. مرخصي گرفته بوديم، صبح زود از خواب بلند شده بوديم و اول صبح هم كه حالمان را گرفتند. روزمان بد جوري خراب شده بود. ناگهان به ياد آوردم كه هفته قبل از آن در روزنامه همشهري مطلبي در رابطه با فروش پروانه ماهيگيري در درياچه تار به چاپ رسيده بود و در آن عنوان شده بود در پي طرح بهبود شرايط اكوتوريستي درياچه تار و هوير و غني كردن آن از نظر تعداد ماهي از بيست و هشتم مردادماه، فروش پروانه براي ماهيگيران در اين درياچه شروع شد.

صحت قضيه را از مسئول پاسگاه محيط زيست پلور جويا شده و با تائيد ايشان به سمت دماوند حركت كرديم. حدود ساعت ۱۱ بود كه به درياچه تار رسيديم. با توجه به غير تعطيل بودن آن روز، تنها يك ماشين ديگر در كنار درياچه وجود داشت. به سراغ محيط بانان مستقر در منطقه رفته و پس از سوالاتي درباره وضعيت منطقه و ماهيگيري با خريد ۳ پروانه ۵۰۰۰۰ ريالي هر يك جهت صيد ۵ ماهي به سمت درياچه حركت كرديم. با توجه به نزديكي ظهر به اين فكر ميكرديم كه احتمالا تا چند ساعتي خبري از ماهي نخواهد بود و بايد در انتظار رسيدن عصر بمانيم ولي با اولين پرتاب لانسه به داخل آب چشمان هر سه نفرمان گرد ماند. به دنبال پرتاب هر لانسه و در زمان جمع كردن آن با توجه به زلالي آب، تعدادي ماهي كوچك در حال تعقيب لانسه ديده ميشد. گرفتن اولين ماهي براي هيچكداممان به دقيقه هم نكشيد. اندازه ماهيهاي صيد شده كوچك بود لذا با رها كردن آنها به آرامي و در حال لانسه كشي به سمت انتهاي درياچه به حركت در آمديم. قرار شد كه فقط ماهيهاي بالاتر از ۳۵ سانتيمتر را نگه داشته و مابقي را رها كنيم. حدود ساعت يك بعد الظهر وضعيت را بار ديگر مرور كرديم. ۱۱ ماهي ۳۵ تا ۴۵ سانتيمتري در كيسه داشتيم و با اين وضعيت تا يك ساعت ديگر بايد كاسه و كوزه مان را جمع كرده و باز ميگشتيم. اين در حالي بود كه بعد از مدتها در اطراف تهران يك منطقه خوب براي ماهيگيري ديده بوديم و حاضر نبوديم به سادگي از آن دل بكنيم. قرار شد كه ديگر ماهي نگه نداريم و همه را آزاد كنيم. همچنين براي اجتناب از صيد ماهيهاي كوچك از لانسه هاي بزرگتر (تا سايز ۵) استفاده كرديم. استفاده از لانسه بزرگ آمار صيد را كاهش داد ولي باز هم فوق العاده بود.

حدود ساعت ۱۵ يكي از محيط بانان جهت كنترل پروانه و ماهيهاي صيد شده به نزدمان آمد و پس از آن مدتي به تماشاي كارمان پرداخت. زمانيكه روش بگير و رها كن ما را ديد اعتراض كرده و گفت كه رها كردن ماهي صيد شده مجاز نبوده و ما بايد آنها را نگه داريم. نزديك بود شاخ در بياوريم. به او گفتم كه در اينصورت ما در كمتر از ۱۰ دقيقه پروانه هايمان پر شده و مجبور به بازگشت خواهيم بود كه پاسخ داد ميتوانيد پروانه جديد بخريد و دوباره ماهيگيري كنيد. گفتم كه ما ماهيگيريم و نه ماهي خور. ما پروانه را جهت اجازه ماهيگيري و لذت بردن از آن ميگيريم نه براي تكميل آن و به خانه بردن ماهي. اگر هدف به خانه بردن ماهي و خوردن آن بود با هزينه هر پروانه ميتوانستيم ۱۰ عدد ماهي قزل آلاي متوسط خريداري كنيم و اينهمه زحمت هم براي رسيدن به آنجا تحمل نميكرديم ولي طرف زير بار نميرفت كه نميرفت. ناگهان ترفندي به خاطرم رسيد. يك لانسه سايز ۱ نقره اي به سر نخ وصل كرده و در ظرف چند دقيقه تعداد زيادي ماهي ۱۰ تا ۱۵ سانتيمتري گرفتم. تعداد ماهيهاي ريز درياچه به حدي زياد بود كه در صورت استفاده از لانسه كوچك ماهيهاي ريز فرصتي به ماهيهاي بزرگ نداده و هيچ پرتابي را بي نتيجه بر نميگرداندند. من هم در حاليكه پس از هر پرتاب ماهي صيد شده را آزاد ميكردم، يكي از بند هاي ذكر شده در پشت پروانه ماهيگيري مبني بر ممنوع بودن صيد ماهي كوچكتر از ۱۵ سانتيمتر را به محيط بان مذكور ياد آور شده و خود را ملزم به رها سازي آن ماهي ميدانستم. سر انجام محيط بان پس از نيم ساعت سر و كله زدن بي نتيجه با ما كوتاه آمده و به دنبال كار خود روان شد. باز هم ما مانديم و درياچه، ماهيها و ۳ چوب و چرخ مجهز به لانسه آماده. نهايتا در اواخر روز پروانه هاي خود را كامل كرده و به سوي تهران بازگشتيم. آنروز يكي از روزهاي به ياد ماندني ماهيگيري من بود.

 درياچه تار در ۱۳ كيلومتري شرق شهر دماوند و در بلند ترين نقطه دره تار رود در ارتفاع ۲۹۰۰ متري از سطح دريا و در ميان دو رشته کوه  زرين كوه (۳۸۵۰ متر) در جنوب و دو برار (۴۲۵۰ متر) در شمال واقع شده است. درياچه هوير در فاصله حدودا يك كيلومتري شرق درياچه تار قرار داشته و وسعتش حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد آن است. بنابر شواهد زمين شناسي اين دو درياچه نتيجه زمين لغزشي عظيم در دامنه هاي شمالي رشته كوه زرين، مربوط به دوران كواترنري بوده و آب آنها از بارندگي ها و آب شدن برفهاي دامنه جنوبي قله دو برار و به ميزان كمتري دامنه شمالي قله زرين كوه تامين ميشود.

دسترسي به اين درياچه ها از طريق دو جاده شرقي و غربي امكانپذير بوده و دو جاده با عبور از ضلع جنوبي درياچه تار به هم ميپيوندند. جاده شرقي از روستايي به نام چنار عربها آغاز شده و با طي مسيري در حدود ۲۵ كيلومتر به درياچه تار ميرسد. دسترسي به روستاي چنار عربها از دو مسير ممكن است كه يكي آسفالته و از داخل شهر دماوند بوده و ديگري پس از طي ۷.۵ كيلومتر از سه راهي گيلاوند در سمت چپ جاده جدا شده و به موازات ديوار يك مجتمع بزرگ دامداری - كشاورزي  با پيمودن كمي بيش از ۴ كيلومتر راه خاكي به اين روستا وارد ميگردد.

مسير غربی از محل پل هاي دلي چاي در كيلومتر ۹۸ جاده تهران – فيروزكوه آغاز شده و با گذر از روستاهاي مومج، دهنار و هوير به سمت درياچه امتداد يافته و پس از ۲۹ كيلومتر به جاده شرقي ميپيوندد. همچنين ميتوان در جاده تهران – فيروزكوه، ۹ كيلومتر بعد از روستاي سربندان در سمت چپ جاده وارد راه آسفالته به طول ۳ كيلومتر به سمت روستاي آرو گرديده و پس از آن مسير را در راه خاكي تا رسيدن به مسير قبلي ادامه داد.

از نظر كيفيت راه هاي دسترسي بايد گفت كه هر دو راه خاكي بوده ولي ميتوان با اتومبيل سواري هر دو را پيمود. مسير هوير، خصوصا ۲۰ كيلومتر اول آن تا ورود به روستاي هوير بسيار بهتر از مسير چنار عربها بوده و اداره راه منطقه نيز از سال ۱۳۸۳ شروع به آسفالت آن از سمت پل دليچاي نمود ولي سرعت عمليات روكش آسفالت بسيار كم بود و هم اكنون نميدانم چه مقدار از آن آسفالت شده است، ۵ كيلومتر از اين مسير پس از خروج از روستاي هوير خراب بوده و بايد با دقت و حوصله پيموده شود. مسير چنار عربها در مجموع ۴۰ كيلومتر نزديكتر از مسير ديگر است ولي كيفيت جاده خاكي آن پايين است. در اين مسير بايد از گردنه اي طولاني بر روي رشته كوه زرين عبور كرده و پس از پیمودن مسیری با سرازیری تند و رسيدن به كف دره تار رود، يكبار هم مجبور به عبور از اين رودخانه خواهيد بود.

من بارها از هر دو مسير بوسيله اتومبيل هاي سواري مانند دوو سيلو، پرايد و انواع پژو به درياچه رفته و برگشته ام. به صورت معمول برنامه ماهيگيري خود را به گونه اي ترتيب ميدادم كه بعد الظهر يك روز وسط هفته به سمت درياچه حركت كرده و شب را در محوطه پاركينگ تعبيه شده در مجاورت ساختمان محيط باني كنار آن سپري نموده و از صبح زود ماهيگيري را شروع كنم. در اين برنامه ها در صورت داشتن وقت كافي  و يا در صورت لزوم رانندگي در شب از مسير هوير استفاده ميكردم ولي در زمانهايي كه صبح زود به راه ميافتادم و يا براي رسيدن عجله داشتم، مسير چنار عربها را انتخاب ميكردم. لازم به ذكر است حد فاصل روستاي چنار عربها و درياچه تار هيچ منطقه مسكوني وجود نداشته و در صورت بروز هرگونه مشكلي تنها به كمك ماشينهاي عبوري بايد دل بست لذا بهتر است از اين مسير تنها در زمانهاي مناسب روز در روزهای تعطیل و يا به صورت گروهي استفاده كرد.

البته کوهنوردان هم میتوانند با صعود به قله زرین کوه به سوی دیگر آن و کنار دریاچه بیایند. بدین منظور میتوانند از روستاهای جابان و یا آیینه ورزان به راه افتاده و دره های بالای روستا را به سمت بالا ادامه داده و نهایتا با عبور از گردنه های طرفین زرین کوه خود را به کنار دریاچه تار برسانند. البته ذکر این نکته ضروریست که دامنه های شمالی زرین کوه دارای مسیرها و پرتگاههای شنی خطرناکی میباشد که باید در هنگام فرود به شدت مراقب آنها بود.

سالها قبل سازمان شاپور زدة!!! محيط زيست آن زمان اقدام به رها سازي ماهي زردپر و مدتي بعد قزل آلاي رنگين كمان در درياچه هاي تار و هوير نمود. پس از انقلاب، اين منطقه هم به دنبال كمبود امكانات سازمان محيط زيست و نبود حفاظت مناسب، مورد بي مهري عده اي افراد فرصت طلب قرار گرفته و با استفاده از انواع روشهاي غير متعارف مانند استفاده از ديناميت و يا نصب تورهاي گوش گير در اعماق درياچه آسيب جدي به جمعيت ماهي اين دو درياچه وارد آمد.

در سال ۱۳۸۱ طي توافقنامه اي بين سازمان محيط زيست و شركت سرمايه گذاري سنگسر، در ازاي سامان دهي محيط اطراف درياچه، ايجاد امكانات رفاهي اوليه در كنار آن و همچنين رها سازي و ترميم جمعيت ماهي قزل آلاي رنگين كمان درياچه، حق بهره برداري و فروش پروانه ماهيگيري البته با در نظر گرفتن سهم سازمان محيط زيست به اين شركت واگذار گرديد. اين توافقنامه چند سالي اجرا شد ولي در سال گذشته (۱۳۸۶) به دنبال اختلاف بين سازمان محيط زيست و شركت سنگسر ماهيگيري در درياچه تا زمان رفع اختلافات ممنوع گرديد. نهايتا در مرداد امسال(۱۳۸۷) مجددا اجازه ماهيگيري با تهيه پروانه ۸۰۰۰۰ ريالي داده شد.

آخرين بار كه من جهت ماهيگيري به درياچه تار رفتم مربوط به اوايل مرداد ۱۳۸۴ بود. در آن سال به علت مشغله فراوان نتوانستم در ابتداي فصل به تار بروم و در آخر هم بر خلاف هميشه مجبور شدم در يك روز جمعه به آنجا بروم. در آن برنامه دو اتفاق تاثير بسيار بدي بر من گذاشت و باعث شد که تا مدتی دیگر به آنجا نروم.

اول آنكه زمانيكه براي صرف نهار همراهانم را به كنار درياچه هوير بردم متوجه وجود تعداد بسيار زيادي نوزاد قورباغه در كناره هاي ساحل درياچه شدم كه نشانه واضحي از عدم وجود ماهي در آن درياچه بود. با توجه به اطمينان من به وجود ماهي در درياچه هوير درگذشته اين مسئله بسيار عجيب بود و در بازگشت به كنار درياچه تار از محيط بانان در اين رابطه سوال كردم كه جواب قانع كننده اي نشنيدم. اينان عنوان كردند عده اي كه از نظارت سازمان محيط زيست ناراضي هستند اقدام به ريختم سم در درياچه هوير و نابودي كليه ماهيهاي آن نمودند. اين گفته از جهت ميزان سم مورد نياز براي مسموم كردن كل درياچه و همچنين رشد نوزادان قورباغه كه نشانگر عدم وجود سم در آب بود براي من قابل قبول نبود. به نظر من از بين بردن ماهيهاي آن درياچه توسط عامل ديگري همانند استفاده از جريان قوي برق در آب كه يقينا نميتوانسته بدون آگاهي محيط بانان حاضر در منطقه باشد، صورت گرفته است.

دومين مورد، رفتار بسيار زننده محيط بانان در زمان تصميم ما به ترك منطقه و بازرسي ماشين ما بود. البته طبق معمول ما به اندازه تعداد قيد شده در پروانه هاي خريده شده ماهي صيد كرده بوديم و از اين بابت مشكلي نداشتيم ولي اصلا انتظار تعقيب بوسيله موتورسيكلت و درخواست بازرسي اموالمان با لحني بسيار زننده در آن شرايط را نداشتم.

تصوير ماهواره اي از منطقه قرار گيري درياچه هاي تار و هوير

تصوير ماهواره اي از منطقه قرار گيري درياچه هاي تار و هوير

 

درياچه هاي تار و هوير از فراز قله دوبرار (عكس از احمد قاسمپور)

درياچه هاي تار و هوير از فراز قله دوبرار (عكس از احمد قاسمپور)

 

درياچه تار از فراز قله زرين كوه (عكس از عليرضا بشارتي)

درياچه تار از فراز قله زرين كوه (عكس از عليرضا بشارتي)

 

نماي شرقي درياچه تار از سمت غرب

نماي شرقي درياچه تار از سمت غرب

 

نماي شرقي درياچه تار از سمت جنوب غربي

نماي شرقي درياچه تار از سمت جنوب غربي

 

نماي شمالي درياچه تار از سمت جنوب

نماي شمالي درياچه تار از سمت جنوب

 

نماي شمالي و غربي درياچه تار از سمت جنوب شرقي

نماي شمالي و غربي درياچه تار از سمت جنوب شرقي

 

نماي درياچه هوير از سمت جنوب

نماي درياچه هوير از سمت جنوب

 

نماي شمالي درياچه هوير از سمت جنوب شرقي

نماي شمالي درياچه هوير از سمت جنوب شرقي

 

انبوه نوزادان قورباغه در كناره ساحل درياچه هوير

انبوه نوزادان قورباغه در كناره ساحل درياچه هوير

 

تصويري از حامد، پس از صيد اولين (و احتمالا آخرين) قرل آلاي عمرش

تصويري از حامد، پس از صيد اولين (و احتمالا آخرين) قرل آلاي عمرش در دریاچه تار


Add to Facebook Add to Donbaleh Add to Balatarin
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ  توسط  نادرالحکما دواساز


فيروز آباد فارس



شهر فيروز آباد در يكصد كيلومتري جنوب شهر شيراز، در مسير شيراز به لار و در دشتي سرسبز واقع شده است. بناي اين شهر را به دوره كيانيان نسبت ميدهند و نام قبلي آن شهر گور بوده است. ابن بلخی هزار سال قبل در كتاب فارسنامه عنوان كرده است كه اين شهر در پي حمله اسكندر مقدوني، پس از تغيير مسير رودخانه و با غرق شدن شهر در آب ويران شد ولي اردشير بابكان پس از استيلا بر اردوان پنجم و تاسيس سلسله ساسانيان مجددا اين منطقه را آباد نموده و شهري جديد با پلاني به شكل دايره در آن بنا نمود كه اردشير خوره ناميده شد.

این شهر مجددا در زمان حمله اعراب به ایران ویران شد. زمانی كه عضدالدوله دیلمی (گیلانی) بر اعراب حاکم بر این شهر تسلط پیدا كرد، به آبادانی ویرانه ها همت گماشت و از آن به بعد این شهر فیروزآباد نامیده شد.

فيروز آباد يكي از پر جاذبه ترين و در عين حال گمنام ترين شهر هاي تاريخي و گردشگري ايران است. از آثار تاريخي اين شهر ميتوان به كاخ اردشير ساساني، قلعه دختر و بقاياي شهر گور اشاره كرد.

كاخ اردشير ساساني با ابعاد ۵۹ در ۱۲۵ متر كه نخستين بناي تاق دار ساساني محسوب مي شود، در دو کيلومتري شمال شهر فيروزآباد قرار دارد. اين کاخ نزديك مدخل تنگاب در کنار چشمه و بركه اي دايره اي شكل به قطر تقريبي ۳۰ متر احداث گرديده و از کاخ هاي ييلاقي اردشير به حساب مي آمده است.  اين بنا با مصالح لاشه سنگ و ملاط گچ احداث گرديده و تزئينات به کار رفته در آن شامل گچ بري هاي زيبا و رنگي داخل بنا مي باشد كه قسمتهايي از آن در قسمت بالاي ديوارهاي داخلي كاخ پس از گذشت ۱۸۰۰ سال كماكان سالم و در معرض ديد قرار دارد.

در ضلع شمالي كاخ چهار ساختمان گنبدي شكل عظيم شامل دو تالار و دو ايوان وجود دارد كه قسمتي از سقف گنبد تالارها در دايره اي به قطر حدود ۲ متر باز است. روبروي ايوان شمالي كاخ نيز چشمه اي زلال از دل خاك ميجوشد و استخري طبيعي (بركه) در جلوي كاخ درست شده است و مازاد آب آن توسط نهري به سمت مزارع واقع در شرق و جنوب كاخ روان است.

عده اي معتقدند اين بنا کاخ نبوده و کاربري آن را آتشکده ميدانند، زيرا معتقدند که هر بناي مهمي که در کنار آب ساخته مي شده محلي براي پرستش آناهيتا بوده است، اما طبق سنديات به دست آمده احتمال کاخ بودن بنا بيشتر است.

در سه كيلومتري شمال فيروز آباد، در سمت مقابل رودخانه نقش برجسته اي به نام نقش پيروزي كه در آن اردشير بابكان در حال گرفتن نشان پادشاهي نمايانگر است، ديده ميشود. در فاصله كمي از اين نقش برجسته، بقاي دو پايه از پلي قديمي مربوط به همان زمان نيز مشاهده ميشود.

همچنين در شش كيلومتري شمال اين شهر و بر فراز صخره اي بلند بقاياي قلعه اي سترگ به نام قلعه دختر ديده ميشود. تمام قلعه از سنگ هاي درشت ساخته و سنگهاي نما تراشيده شده اند ولي سنگهاي پي ها و داخل ديوارها از قلوه سنگ هاي درشت رودخانه اي تشكيل شده اند. عظمت بناي اين قلعه مبهوت كننده است و ديوارهاي بلند آن با همه شكستگي و ريخته شدن، هنوز هم شكوهي خيره كننده دارند.

بقاياي شهر گور در شمال غربي شهر فيروزآباد فعلي در مقطعي دايره شكل به قطر حدود ۲۰۰۰ متر واقع شده است. در حال حاضر شهر گور به طور كامل ويران شده و تنها قلوه سنگهايي كه روزگاري تشكيل دهنده بناهاي اين شهر بوده است در محوطه آن پراكنده است. در ميان اين شهر بنايي منار شكل با مقطع چهار گوش به نام منار يا ميل شهر گور به ارتفاع تقريبي ۲۲ متر ديده ميشود. مادام ديولافوا، باستان شناس فرانسوي كه حدود يكصد سال قبل از اين مكان ديدن كرده است ارتفاع اين بنا را حدود ۲۶ متر اندازه گيري كرده است كه در صورت صحت آن بدين معني است كه در طول ۱۰۰ سال گذشته حدود ۴ متر از ارتفاع اين بنا ريزش كرده و در صورت عدم بازسازي و يا تور بندي آن احتمالا مابقي آن نيز فرو خواهد ريخت. در خصوص علت ساخت اين منار نيز نظريه هاي مختلفي از جمله به عنوان سمبل قدرت پادشاه، مركزي جهت دايره در آوردن و ساختن شهر، محل ارتباط با قلعه دختر جهت اطلاع از حملات دشمن و همچنين محل نيايش عنوان شده است.

تصوير ماهواره اي موقعيت مكاني آثار تاريخي شهر فيروز آباد

تصوير ماهواره اي موقعيت مكاني آثار تاريخي شهر فيروز آباد

 

 عكس هوايي از كاخ اردشير ساساني

عكس هوايي از كاخ اردشير ساساني (عكس از وبلاگ زرتشت و ايران باستان)

 

 نماي شمالي كاخ اردشير ساساني و بركه مقابل آن

نماي شمالي كاخ اردشير ساساني و بركه مقابل آن

 

 نماي ضلع غربي كاخ اردشير ساساني

نماي ضلع غربي كاخ اردشير ساساني

 

 گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

 

 گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

گچ بري هاي فضاي داخلي كاخ اردشير ساساني

 

 فضاي باز واقع در راس گنبد كاخ اردشير ساساني

فضاي باز واقع در راس گنبد كاخ اردشير ساساني

 

 نماي كاخ اردشير ساساني از داخل حياط جنوبي

نماي كاخ اردشير ساساني از داخل حياط جنوبي

 

 تزئينات سنگي ديوارهاي حياط جنوبي

تزئينات سنگي ديوارهاي حياط جنوبي

 

نماي ايوان شمالي از كنار بركه 

نماي ايوان شمالي از كنار بركه

 

 سقف ايوان شمالي

سقف ايوان شمالي

 

 ايوان غربي

ايوان غربي

 

ميل شهر گور

ميل شهر گور

 

 نقش پيروزي

نقش پيروزي

 

 قلعه دختر فيروز آباد

قلعه دختر فيروز آباد

 

 قلعه دختر فيروز آباد

قلعه دختر فيروز آباد (عكس از وبلاگ زرتشت و ايران باستان)


Add to Facebook Add to Donbaleh Add to Balatarin
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۲ ب.ظ  توسط  نادرالحکما دواساز


دیده بان محیط زیست ایران



ديروز در وبلاگ يكي از دوستان لينكي به نام دیده بان محیط زیست ایران ديدم و سري به آن زدم. وبلاگي به قلم خانم مژگان جمشيدي، كارشناس محيط زيست و خبرنگار تخصصي اين رشته در نشريات مختلف كه با ايشان از طريق نوشته هايشان در روزنامه هاي شرق و همشهري آشنا بودم. همان گونه كه انتظار ميرفت دغدغه هاي زيست محيطي ايشان در اين وبلاگ به شكلي كاملا واضح و فارغ از مشكلات و خود سانسوريهاي رايج در نشريات كشور بيان شده بود. نوشته هاي ايشان به واقع بيان كننده درد پنهان در سينه تمامي علاقه‌مندان و دلسوختگان طبيعت اين مرز و بوم از آنچه توسط كوته فكران مسئول و تشنگان قدرت و ثروت بر سر طبيعت آن آمده است ميباشد.

خوشبختانه در حال حاضر و با تلاش خستگي ناپذير عزيزاني همچون خانم جمشيدي موجي به راه افتاده است كه نابخردي و ناتواني مسئولين حفظ سرمايه هاي ملي كشور و مردم را عيان كرده و بر خلاف ميلشان، طلب پاسخ در مقابل تصميمات و اعمال مخرب و غير كارشناسي آنان را دارد.

آنچه كه بيش از پيش مايه تاسف است، افزايش بيسابقه موارد تجاوز و تعدي به طبيعت و ميراث ملي كشور در ساليان اخير با وجود اعتراضات گسترده فعالان اين حوزه ها ميباشد. نمونه هاي متعددي از اين دست موارد در ساليان اخير توسط مسئولان منطقه اي، اعضاي هيئت دولت و رئيس جمهور عنوان شده، اجراي آن آغاز شده و يا با شتابزدگي سعي در اتمام آن و قرار دادن مردم در مقابل كار انجام شده داشته است. وعده رئيس جمهور در مورد ساخت جاده نور به تهران، عبور جاده و لوله هاي نفت و گاز از داخل مناطق حفاظت شده و پارك هاي ملي، ساخت پالايشگاه و كارخانه پتروشيمي در مناطق جنگلي، ايجاد منبع ذخيره گاز در پارك ملي كوير (يكي از معدود زيستگاه هاي يوز پلنگ ايراني)، تلاش شتابزده جهت اتمام سريع و به هر شكل ممكن ميان گذر درياچه اروميه پيش از انتخابات سال آينده رياست جمهوري تنها مواردي اندك از اين تعرضات ميباشد.

در اين ميان متاسفانه مشاهده ميشود كه اعتراضات مخالفان اين پروژه ها كه عمدتا با دغدغه هاي زيست محيطي و ناشي از آينده نگري ايشان ميباشد در نزد ساكنان بومي مناطق به شكلي خلاف واقع به مخالفت با آسايش و پيشرفت اقتصادي آنان عنوان شده و اين دو گروه را رو در روي يكديگر قرار ميدهد. به نظر ميرسد كه شكل برخورد و انعكاس اخبار معضلات زيست محيطي توسط فعالان اين عرصه باعث موفقيت متخلفان در ايجاد تفكر فوق در نزد تعدادي از ساكنان محلي باشد.

اينان با برجسته كردن بعضي از مطالب عنوان شده توسط فعالان محيط زيست، آنان را مخالف سرسخت ساخت جاده، سد، كارخانه و هرگونه كارخانه معرفي كرده و مخالفت آنان را علت عقب ماندگي مناطقي از كشور جلوه داده و بر ناتواني هاي خود سرپوش ميگذارند.

به نظر من بايد فعالان محيط زيست در نحوه انتشار اخبار و بيان اعتراضات خود تجديد نظر كرده و با دقتي مضاعف و پرهيز از هرگونه مخالفت صرف با پروژه هاي در دست اجرا، با استفاده از آمار و ارقام نسبت به روشنگري در اين عرصه ها و بيان سود و زيان طرح هاي پيشنهادي جهت تنوير افكار عمومي اقدام نمايند. نكته مهم ديگر، اطلاع از پروژه هاي پيشنهادي و اطلاع رساني در مورد آنها پيش از شروع آنها و صرف هزينه و بودجه براي آنها ميباشد زيرا تجربه نشان داده است كه در ايران پس از آغاز پروژه ها ديگر گوش شنوايي وجود نداشته و مسئولان حتي با وجود آگاهي از معضلات طرح هايشان، خود را ملزم به اتمام كار به منظور حضور در مقابل دوربين جهت افتتاح آن ميدانند.

سعي ميكنم در آينده مواردي از سود و زيان طرح هاي اينچنيني مانند ساخت سد و جاده را به قلم آورم. از كليه خوانندگان اين مطلب نيز در اين مورد تقاضاي اعلام نظر و ارائه مطلب دارم. باشد كه دست در دست هم بتوانيم در حفظ باقيمانده ميراث طبيعي و ملي خود قدمي هر چند كوچك برداريم.

 


Add to Facebook Add to Donbaleh Add to Balatarin
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۶ ب.ظ  توسط  نادرالحکما دواساز


درباره وبلاگ



وبلاگ اختصاصی
دکتر نادر چقاجردی
(نادرالحکما دواساز)
مدرک:
دکترای داروسازی
از دانشگاه شهید بهشتی
فعالیت‌ها:
مدیریت تولید در شرکتهای داروسازی، مشاوره در ساخت، تجهیز و راه اندازی خطوط تولید داروسازی و صنایع غذایی،
راهنمای تورهای فرهنگی ایرانگردی و جهانگردی
علافه مندی‌ها:
ماهیگیری، اسکی و طبیعت گردی
کلیه عکسهای این وبلاگ توسط نویسنده انداخته شده است و جهت قرار دادن در سایت کوچک شده‌اند.
در صورت تمایل جهت دریافت عکس‌ها با ابعاد اصلی و یا عکسهای دیگر در مورد سوژه مورد نظر، ایمیل فرستاده یا در بخش نظرات پیام بگذارید.
استفاده از مطالب و عکس‌ها ترجیحاٌ با ذکر منبع بلامانع است.!!


پيوندها



آمار



آب و هوا



خبر نامه



جهت اطلاع رساني در مورد مطالب جديد بوسيله اي ميل، لطفا آدرس خود را وارد كنيد:







جستجو


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


طراح قالب


دواساز



آرشيو


Template Designer: Davasaz